برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی pair به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل pair
(اسم) دو چیز مشابه هم، جفت (مثال اول) – یک چیز شامل دو جز که به هم متصل هستند (مثل عینک یا قیچی) – دو نفر که رابطه عاطفی با هم دارند یا کاری را با هم دارند انجام می دهند (دو مثال آخر)
یک جفت کفش/جوراب
یک عینک/شلوار
They are a very happy pair.
آن ها یک زوج خوشبخت هستند.
I've had enough of the pair of you!
من لنگه تو زیاد به پستم خورده است!
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) حیوان نر و ماده
a pair of doves
یک جفت کبوتر
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره pair، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


