برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی pair به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل pair
(اسم) دو چیز مشابه هم، جفت (مثال اول) – یک چیز شامل دو جز که به هم متصل هستند (مثل عینک یا قیچی) – دو نفر که رابطه عاطفی با هم دارند یا کاری را با هم دارند انجام می دهند (دو مثال آخر)
یک جفت کفش/جوراب
یک عینک/شلوار
They are a very happy pair.
آن ها یک زوج خوشبخت هستند.
I've had enough of the pair of you!
من لنگه تو زیاد به پستم خورده است!
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) حیوان نر و ماده
a pair of doves
یک جفت کبوتر
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره pair، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

