برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی mass به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل mass
(اسم) مقدار زیاد چیزی (دو مثال اول) – جِرم (در فیزیک – مثال سوم) - the masses افراد جامعه که در سیاست تاثیرگذار نیستند (یا کم سوادند یا پست و مقامی ندارند – دو مثال آخر)
a mass of data/information
حجم زیادی از داده ها/اطلاعات
A mass of people stood before the courthouse.
تعداد زیادی از مردم نرسیده به دادگاه ایستاده بودند.
a mass of 46.3 kg
یک جرم 46.3 کیلو گرمی
the needs of the masses
نیازهای مردم عادی
a politician who is popular with the masses
سیاستمدارانی که نزد مردم عادی محبوب هستند
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) عدد جرمی: یعنی تعداد پروتون ها و نوترون های درون هسته اتم (مثال اول) - the mass of people/the population/workers etc اکثریت یا مهمترین بخش
mass
صفت
(صفت) گروهی، همگانی، دسته جمعی
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره mass، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


