برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی diet به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل diet
(اسم) عادت غذایی، غذاهایی که یک فرد معمولا می خورد یا می نوشد – رژیم غذایی
diet
فعل
diets; dieted; dieting
(فعل) رژیم گرفتن
diet
صفت
(صفت) رژیمی
a diet soda
نوشابه رژیمی
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره diet، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

