koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی dream به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

dream

اسم

US /ˈdriːm/

dreams

(اسم) رویا، خواب – رویا، آرزو (مثال دوم) – (قبل از یک اسم) عالی، رویایی

In the dream I had last night, someone was chasing me, but I didn’t know who it was.

در خوابی که دیشب دیدم، یک نفر مرا تعقیب می کرد ولی من نمی دانم او که بود.

It was his dream to be a dancer.

رویای او این بود که یک رقاص باشد.

If there were one more bedroom, it would be my dream house.

اگر یک اتاق خواب دیگر داشت، خانه رویایی من می شد.

dream

فعل

dreams; dreamed /ˈdriːmd/ or dreamt /ˈdrɛmt/ ; dreaming

(فعل) خواب دیدن – آرزو داشتن یا آرزو کردن یا تصور کردن - dream on خوابش رو ببینی (اینکه بگویید که معتقد هستید که خواسته یا انتظار کسی محقق نخواهد شد – مثال سوم) - dream up تصور کردن، در ذهن پروراندن (مثال چهارم)

What did you dream about last night?

دیشب درباره چه چیزی خواب دیدی؟

I always dreamed that one day I'd be famous.

من همیشه تصور می کردم (در ذهن می پروراندم) که روزی مشهور خواهم شد.

Oh, dream on—you'll never become a famous actor.

اوه، مگر اینکه خوابش رو ببینی. تو هرگز یک بازیگر مشهور نخواهی شد.

to dream up a crazy idea

فکر دیوانه واری را در ذهن پروراندن

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) never/not dream of اینکه بگویید که هرگز کاری را انجام نمیدهید یا فکر آن را در سر نخواهید داشت

She wouldn't dream of opening someone else's mail.

او هرگز نامه کس دیگری را باز نمیکند.