koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی late به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

late

صفت

US /ˈleɪt/

later; latest

(صفت) اواخر، دیر – تاخیر (مثال چهارم) – مرحوم (مثال آخر)

It happened in late spring.

این اتفاق در اواخر بهار افتاد.

I'm sorry I'm late.

ببخشید که دیر کردم.

Let's go home—it's getting late.

بیا به خانه برویم – دارد دیر می شود.

The train was 45 minutes late.

قطار 45 دقیقه دیر کرد (تاخیر داشت).

She spoke of her late husband with passion.

او با علاقه از شوهر مرحومش حرف زد.

late

قید

later; latest

(قید) اواخر، تا دیر وقت، دیر

She has to work late tomorrow.

او باید تا اواخر فردا کار کند. (او باید فردا تا دیر وقت کار کند.)

I got up late.

دیر از خواب بلند شدم.

It rained late in the day.

اواخر آن روز باران بارید.

He sent in his job application late.

او درخواست کارش را دیر فرستاد.