برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی fellow به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل fellow
(اسم) یک مرد – همکار – عضو یک مدرسه یا دانشگاه (دانش آموز یا معلم)
fellow
صفت
(صفت) برای توصیف کسی که مثل شما است یا در موقعیتی مشابه شما است (هم ...، همراه)
fellow students
هم کلاسی ها
my fellow passengers on the train
مسافران همراه من در قطار
Thousands of their fellow countrymen are dead.
هزاران نفر از هموطنان آن ها مرده اند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره fellow، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


