برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی bankrupt به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل bankrupt
(صفت) ورشکسته مالی (مثال اول) – اینکه بگویید که کسی یا چیزی یک ویژگی خوب یا مطلوب را ندارد (مثال دوم)
bankrupt
فعل
bankrupts; bankrupted; bankrupting
(فعل) ورشکست شدن، ورشکست شدن
There are fears the new law could bankrupt some small businesses.
نگرانی های وجود ندارد که این قانون جدید می تواند برخی از کسب و کارهای خورد را ورشکست کند.
bankrupt
اسم
bankrupts
(اسم) کسی یا کسبی که ورشکست شده است
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره bankrupt، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


