برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی felony به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل felony
(اسم) یک جرم بزرگ مثل قتل یا تجاوز که حداقل بیش از یک سال حبس داشته باشد
a felony charge
یک اتهام جنایت
She was convicted of a felony.
او به ارتکاب جنایت محکوم شد.
Robbery is a felony.
سرقت یک جنایت است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره felony، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

