koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی bed به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

bed

اسم

US /ˈbɛd/

beds

(اسم) تخت خواب، بستر (دو مثال اول) - make the bed مرتب کردن تخت خواب بعد از بیدار شدن – انتهای چیزی، ته چیزی (مثال سوم) – مقداری از غذا مانند برنج که یک وعده غذا روی آن ترتیب داده میشود (به صورت ترکیب a bed of sth - مثال آخر)

I'm going to bed.

من میخواهم بخوابم. (به تخت خواب بروم)

His mother couldn’t get him out of bed in the mornings.

مادرش نمی توانست صبح ها او را از خواب بیدار کند.

on the ocean bed

در کف اقیانوس

grilled chicken, served on a bed of rice

مرغ کباب شده که روی برنج سرو می شود (داخل یک دیس برنج ریخته شده و روی برنج مرغ کباب شده قرار دارد)

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) قطعه زمینی که برای پرورش گل یا سبزی و غیره استفاده میشود (مثال اول) – برای اشاره به عمل جنسی داشتن (مثال دوم) – یک لایه از سنگ و غیره درون زمین و زیر سطح خاک - nail bed ریشه ناخن – قسمت بار یک خودرو مانند وانت (مثال سوم) - die in bed یا die in your bed مردن به دلیل بیماری یا کهولت سن - get up on the wrong side of the bed یا get out of bed on the wrong side کل روز را بد خلق بودن، دنده چپ از خواب بیدار شدن

flower beds

باغ گل

He wanted me to go to bed with him.

او از من میخواست که با او بخوابم.

the bed of the truck

قسمت بار کامیون

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) make your bed and lie in it کنایه از اینکه: باید جور کاری که خودت کردی را بکشی - marriage bed تخت خواب دو نفره

bed

فعل

beds; bedded; bedding

(فعل) عمل جنسی داشتن با کسی – قرار دادن غذا روی یک لایه از غذای دیگر مانند برنج - bed down خوابیدن در جایی - bed (someone or something) down یا bed down (someone or something) برای کسی یا حیوانی جای خواب در نظر گرفتن

I'm about to bed down for the night.

من میخواهم شب را بخوابم.