برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی direct به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل direct
(صفت) مستقیم – بدون واسطه - صادقانه
direct
فعل
directs; directed; directing
(فعل) کنترل کردن، هدایت کردن – (فیلم، موسیقی، نمایش) کارگردانی کردن
A police officer was directing traffic.
یک افسر پلیس ترافیک را کنترل می کرد (هدایت می کرد).
How much should the teacher guide and direct the students?
معلم چقدر باید دانش آموزان را راهنمایی و هدایت کند؟
The film was written and directed by Sofia Coppola.
این فیلم توسط سوفیا کاپولا نوشته و کارگردانی شده است.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) دستور دادن – ارسال کردن شکایت، نامه و غیره به کسی یا مکانی
direct
قید
(قید) بدون واسطه – به صورت مستقیم
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره direct، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

