برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی assistant به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل assistant
(صفت) کسی که در انجام کاری به کس در رده بالاتر کمک میکند، معاون، دستیار و غیره
assistant
اسم
assistants
(اسم) دستیار، معاون - a sales/shop assistant متصدی فروش یا راهنمای فروش در یک مغازه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره assistant، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

