برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی repair به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل repair
(فعل) تعمیر کردن، ترمیم کردن
He repairs clocks.
او ساعت تعمیر می کند.
to repair a broken relationship
ترمیم کردن رابطه شکست خورده
repair
اسم
repairs
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره repair، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

