koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی health به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

health

اسم

US /ˈhɛlθ/

(اسم) سلامتی - give (someone or something) a clean bill of health اینکه اعلام کنید که کسی یا چیزی کاملا سالم است

He’s in excellent health

او در سلامت کامل است.

Smoking is bad for your health.

سیگار برای سلامتی شما ضرر دارد.

health

صفت

(صفت) درمانی (مثال اول) – مربوط به سلامت بدن (مثال دوم)

health insurance

بیمه درمانی

Have she had any health problems recently?

آیا او اخیرا مشکلی در سلامتی داشته است؟