koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی next به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

next

صفت

US /ˈnɛkst/

(صفت) بعدی - next to الف: تقریبا، نزدیک به (مثال سوم) ب: در کنار (مثال چهارم و پنجم) ج: در مقایسه با

The woman in the next room was talking in a very loud voice.

آن زن در اتاق بغلی داشت با صدای خیلی بلند حرف می زد.

Next time I'll bring a book.

دفعه بعد یک کتاب می آورم.

It's next to impossible to drive in this snow.

رانندگی کردن در این برف تقریبا غیرممکن است.

There was a little girl sitting next to him.

یک دختر در کنار او نشسته بود.

Next to soccer, I like playing tennis.

در کنار فوتبال، من تنیس بازی کردن را دوست دارم.

Next to you, I'm wealthy.

در مقایسه با شما، من وضع مالی ام خوب است.

next

قید

(قید) بعد از یک زمان یا بعد از یک اتفاق – اولین بار بعد از این (مثال آخر)

What happened next?

بعد از آن چه اتفاقی افتاد؟

What came next was a disaster.

اتفاقی که بعدا افتاد یک فاجعه بود.

When we next see each other.

دفعه بعد که یکدیگر را دیدیم.

next

ضمیر

(ضمیر) چیزی یا کسی که دقیقا بعد از دیگری می آید

Who will be the next to go?

نفر بعد برای رفتن چه کسی است؟

I saw him the week after next.

من او را دو هفته بعد دیدم.