برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی chilly به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل chilly
(صفت) سردی ملموس – احساس سردی (مثال دوم) – (در مورد رفتار) غیر دوستانه، سرد – chilliness (اسم) سردی
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره chilly، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

