برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی infrequently به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل infrequently
(قید) به ندرت (rarely) - not infrequently معمولا (مثال دوم)
a word that is infrequently used
واژه ای که به ندرت استفاده میشود
This happens not infrequently.
این مورد معمولا رخ میدهد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره infrequently، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


