koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir
مجموعه ها و بسته های آموزشی ارائه شده در وب سایت کوبدار

معنی box به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

box

اسم

US /ˈbɑːks/

boxes

(اسم) جعبه، بسته (مثال اول) – صندوق پستی (همچنین عددی که زیر روزنامه ها و غیره به عنوان صندوق پستی نوشته میشود و توسط اداره پست کاملا تحت پوشش است، box number) - the box تلویزیون – جایگاه ویژه در یک سالن تئاتر یا استادیوم و غیره (مثال دوم) – باکس یا کادر در یک صفحه وب (مثال سوم)

He kept all her letters in a box.

او تمام نامه های آن دختر را درون یک جعبه گذاشت.

Can you see Prince in the royal box?

آیا می توانید پرنسس را در جایگاه سلطنتی ببینید؟

We'll show your ads in this box.

ما تبلیغات شما را در این کادر نمایش خواهیم داد.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) کادر مستطیل شکل یا مربع شکل که حاوی اطلاعات خاصی در یک صفحه است یا برای علامت زدن بکار میرود (مثال اول) – محدوده یا جایی در زمین ورزشی که مفهوم یا کار کرد خاصی دارد – تقاطعی که دارای حق تقدم است - think outside the box ایده غیر معمول یا خلاقانه داشتن – بوته های همیشه سبز (boxwood)

If you are male, check this box.

اگر مرد هستید، این کادر را علامت بزنید.

box

فعل

boxes; boxed; boxing

(فعل) چیزی را درون جعبه قرار دادن، بسته بندی کردن (مثال اول) - box in بلاک کردن، محاصره کردن (مثال دوم) – در بوکس شرکت کردن، بوکس بازی کردن (مثال سوم) - box someone's ears زیر گوش کسی زدن

a boxed set of six cups

یک ست بسته بندی شده از شش استکان

I was boxed in and couldn't get out of my parking space.

من گیر کرده بودم و نمی توانستم از جای پارک خود خارج شوم.

She used to box every weekend.

او قبلا هر هفته بوکس بازی میکرد.