بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی native به فارسی + مثال‌های واقعی و جمله کاربردی

ترجمه و تحلیل native

native

صفت

US تلفظ صوتی/ˈneɪtɪv/

(صفت) مادری (دو مثال اول) – ذاتی (مثال سوم) – بومی (دو مثال آخر)

His native language is Farsi.

زبان مادری او فارسی است.

your native land/country/city

زمین/کشور/شهر مادری

her native wit

شوخ طبعی ذاتی او

native species

گونه های بومی

The tiger is native to India.

این ببر، بومی هند است.

native

اسم

natives

(اسم) کسی که در جایی به دنیا آمده است (مثال اول) – بومی (مثال دوم) – سرخپوست یا سیاهپوست (که به صورت بی ادبانه توسط سفیدپوستان مهاجر به آمریکا یا آفریقا و غیره و خطاب به بومیان آن مناطق استفاده می شد)

I'm a Paris native.

من بچه پاریس هستم.

He speaks English like a native.

او مثل یک بومی، انگلیسی حرف می زند.

افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره native، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش نصب دوربین مداربسته