برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی native به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل native
(صفت) مادری (دو مثال اول) – ذاتی (مثال سوم) – بومی (دو مثال آخر)
native
اسم
natives
(اسم) کسی که در جایی به دنیا آمده است (مثال اول) – بومی (مثال دوم) – سرخپوست یا سیاهپوست (که به صورت بی ادبانه توسط سفیدپوستان مهاجر به آمریکا یا آفریقا و غیره و خطاب به بومیان آن مناطق استفاده می شد)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره native، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


