koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی appearance به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

appearance

اسم

US /əˈpirəns/

appearances

(اسم) ظاهر کسی یا چیزی یا موضوعی (سه مثال اول) – دیده شدن، رسیدن (مثال چهارم) – ظاهر شدن، ایجاد، ظهور، پیدایش (مثال آخر)

Appearances can be deceiving.

ظواهر ممکن است فریبنده باشد.

They are very similar in appearance.

آن ها در ظاهر خیلی شبیه هم هستند.

You shouldn’t judge by appearances.

تو نباید از روی ظواهر قضاوت کنی.

The sudden appearance of her daughter startled her.

رسیدن ناگهانی دخترش، او را شگفت زده کرد.

the appearance of buds on the trees

ظاهر شدن جوانه ها روی درختان

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) نمایش اجرا کردن یا بازی کردن و غیره در تلویزیون یا رادیو یا در یک برنامه یا استیج و غیره، حضور یک فرد معروف در انظار عمومی (مثال اول) - a guest appearance حضور به عنوان میهمان در یک برنامه - a cameo appearance حضور کوتاه یک فرد معروف در یک فیلم و غیره – حضور در دادگاه برای پاسخ دادن به سوالات یا حضور در یک جلسه رسمی برای ارائه اطلاعات و غیره (مثال دوم) - court appearance حضور متهم در دادگاه - keep up appearances ظاهر را نگه داشتن، حفظ آبرو کردن با مخفی کاری و رعایت ظواهر (مثال سوم) - make an appearance یا put in an appearance رفتن به رویداد یا گرد هم آیی و غیره

It was his first public appearance since the election.

بعد از انتخابات این اولین حضور او در انظار عمومی است.

the defendant’s appearance in court

حضور متهم در دادگاه

She just wanted to keep up appearances for the kids.

او فقط میخواست جلوی بچه ها آبرو داری کند.