koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی mount به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

mount

فعل

US /ˈmaʊnt/

mounts; mounted; mounting

(فعل) بالای چیزی رفتن یا از چیزی بالا رفتن – افزایش کردن، صعود کردن، بزرگتر شدن (مثال چهارم) – ترتیب دادن، آماده کردن (مثال پنجم)

mount a ladder

از یک نردبان بالا رفتن

mount a platform

بالای سکو رفتن

She mounted her horse and rode away.

او سوار اسبش شد و رفت.

Tension here is mounting.

تنش ها در اینجا روبه افزایش است.

An attack mounted by the terrorists killed six civilians.

حمله ای که توسط این تروریست ها ترتیب داده شد، شش شهروند را کشت.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) نصب کردن چیزی روی چیز دیگر برای حمایت کردن یا دیده شدن یا استفاده کردن

The diamond is mounted in gold.

این الماس روی طلا نصب شده است.

The speakers were mounted on the walls.

بلندگوها روی دیوار نصب شد.