برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی mount به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل mount
(فعل) بالای چیزی رفتن یا از چیزی بالا رفتن – افزایش کردن، صعود کردن، بزرگتر شدن (مثال چهارم) – ترتیب دادن، آماده کردن (مثال پنجم)
mount a ladder
از یک نردبان بالا رفتن
mount a platform
بالای سکو رفتن
She mounted her horse and rode away.
او سوار اسبش شد و رفت.
Tension here is mounting.
تنش ها در اینجا روبه افزایش است.
An attack mounted by the terrorists killed six civilians.
حمله ای که توسط این تروریست ها ترتیب داده شد، شش شهروند را کشت.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) نصب کردن چیزی روی چیز دیگر برای حمایت کردن یا دیده شدن یا استفاده کردن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره mount، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


