برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی fury به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل fury
(اسم) خشم و غضب – نیروی شدید و خطرناک (مثال سوم) - sound and fury پر سر و صدا ولی بی فایده
I could see the fury in his eyes.
من میتوانستم ترس را در چشم های او ببینم.
She turned on him in a fury.
او با خشمی شدید به آن پسر رو کرد.
the fury of a hurricane
شدت یک طوفان
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره fury، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


