koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی pilot به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

pilot

اسم

US /ˈpaɪlət/

pilots

(اسم) خلبان هواپیما یا بالگرد و ... (مثال اول) – سکاندار کشتی، کسی که کشتی را در آب های خطرناک یا هنگام خروج از یا ورود به بندر هدایت میکند – یک برنامه تک قسمتی تلویزیونی که آزمایشی پخش میشود تا ببینند که آن مجموعه طرفدار دارد یا نه – شمعک یا شعله کوچکی که همیشه در اجاق یا بخاری و غیره میسوزد و برای ایجاد شعله بزرگ استفاده میشود (pilot light)

a fighter/bomber pilot

یک خلبان هواپیمای جنگی

pilot

فعل

pilots; piloted; piloting

(فعل) خلبانی کردن یا به پرواز در آوردن هواپیما یا بالگرد و ... (مثال اول) – هدایت کردن یا سکانداری کردن یک کشتی – هدایت کردن یا راهنمایی کردن – امتحان کردن یک برنامه تلویزیونی قبل از پخش گسترده

the first person to pilot an aircraft across the Atlantic Ocean

اولین کسی که یک هواپیما را در طول اقیانوس اطلس به پرواز درآورد

pilot

صفت

(صفت) آزمایشی

a pilot episode

یک قسمت آزمایشی (یک قسمت از یک برنامه تلویزیونی و ... که آزمایشی پخش میشود تا بازخوردها دریافت شده و بررسی شوند)