koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی ask به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

ask

فعل

US /ˈæsk/

asks; asked; asking

(فعل) درخواست کردن، پرسیدن

ask a question

سوال پرسیدن

She asked him for information.

او از آن مرد درخواست اطلاعات کرد.

She asked about God.

او درباره خدا سوال کرد.

I asked to see my lawyer.

من درخواست کردن تا وکیلم را ببینم.

She asked them for their forgiveness.

او از آن ها تقاضای بخشش کرد.

I'm sorry, but I need to ask you to leave.

ببخشید ولی مجبورم از شما بخواهم که بروید.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) دعوت کردن (مثال اول) - to ask someone out از یک دختر (زن) یا پسر (مرد) درخواست رفتن به یک قرار عاشقانه را کردن – انتظار داشتن، تقاضا داشتن (مثال دوم) - ask after درباره چیزی سوال کردن مخصوصا درباره سلامتی کسی (مثال سوم)

Thank you so much for asking me.

برای دعوت کردن من از شما خیلی سپاسگذارم.

You're asking too much of her.

تو از او زیادی انتظار داری.

Tell your father I was asking after him.

به پدرت بگو که من احوال او را جویا شدم.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) ask around پرس و جو کردن از مردم - ask for (someone) تقاضای دیدن یا صحبت کردن با کسی را داشتن مثل پشت تلفن - ask for it خودت خواستی (وقتی کاری میکنید که سزاوار تنبیه کسی میشوید – مثال اول) - ask for trouble دنبال دردسر بودن - for the asking اگر بخواهید مال شما است یا در خدمت شما است و غیره (مثال دوم) - if you ask me به نظر من، اگر نظر مرا میخواهی - ?who asked you کی از تو پرسید؟ - asking price قیمت تقاضا شده

All right. You asked for it!

باشه. خودت خواستی!

Do you want to use my car? It's yours for the asking.

آیا میخواهی از ماشین من استفاده کنی؟ اگر بخواهی در خدمت تو است.