برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی dawn به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل dawn
(اسم) هنگام فجر یا سپیده صبح - at the crack of dawn صبح خیلی زود - from dawn to dusk تمام طول روز – شروع چیزی (مثال دوم)
dawn
فعل
dawns; dawned; dawning
(فعل) شروع شدن روز (مثال اول) – آشکار شدن، قابل فهم شدن (مثال دوم) - dawn on برای اولین بار متوجه شدن (مثال سوم)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره dawn، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

