برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی unique به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل unique
(صفت) منحصر به فرد، یکتا، بی همتا – خیلی خاص، ویژه (مثال دوم) – unique to somebody/something خاص یا مختص چیزی یا کسی (مثال سوم) – uniquely (قید) تنهای فرد یا چیزی است که (مثال چهارم)، خیلی خاص – uniqueness (اسم) یکتایی، یگانگی
Each person’s DNA is unique.
دی ان ای هر شخص منحصر به فرد است.
a unique opportunity
یک فرصت ویژه
This interesting and charming creature is unique to Borneo.
این موجود جالب و جذاب خاص بورنئو است.
He's uniquely qualified to run this agency.
او تنها فردی است که شایسته اداره این نمایندگی است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره unique، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

