برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی communicate به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل communicate
(فعل) ارتباط برقرار کردن یا تبادل اطلاعات کردن
Language evolved as a means of communicating information between individuals.
زبان به عنوان وسیله ای برای تبادل اطلاعات (برقراری ارتباط) بین هر یک از افراد تکامل یافت.
The play deals with the inability of people to communicate with the people they love.
این نمایش درباره کسانی است که برای برقراری ارتباط با کسانی که دوستشان دارند توانایی ندارند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره communicate، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


