برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی rent به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل rent
(اسم) اجاره - for rent برای اجاره برای اجاره دادن – محل پاره شدگی در چیزی مانند لباس
rent
فعل
rents; rented; renting
(فعل) اجاره دادن، کرایه کردن - rent something (out) to somebody خانه یا اتاقی را به کسی کرایه دادن – برای اجاره موجود بودن (مثال آخر) – شکل گذشته ساده فعل rend به معنی دریدن یا پاره کردن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره rent، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


