koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی drug به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

drug

اسم

US /ˈdrʌg/

drugs

(اسم) هر ماده ای که به عنوان دارو استفاده می شود – مواد مخدر

to prescribe a drug

تجویز کردن دارو

to smuggle/supply/sell drugs

قاچاق کردن / تامین کردن / فروختن مواد مخدر

drug

فعل

drugs; drugged; drugging

(فعل) داروی خواب آور به کسی یا چیزی زدن یا در غذای او ریختن

They drugged the guard dog.

آن ها سگ نگهبان را بیهوش کردند.