koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی channel به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

channel

اسم

US /ˈtʃænl̟/

channels

(اسم) کانال تلویزیون یا رادیو – کانال آبی (مثال دوم) – کانال ارتباطی

to change/switch channels

عوض کردن کانال

The boats all have to pass through this narrow channel.

قایق ها همگی باید از این کانال باریک عبور کنند.

We must open the channels of communication between the two countries.

ما باید کانال های ارتباطی بین این دو کشور را باز کنیم.

channel

فعل

channels; در آمریکایی channeled ,یا در بریتیش channelled; در آمریکایی channeling ,یا در بریتیش channelling

(فعل) روانه کردن یا مسیردهی کردن چیزی به یک مکان یا یک موقعیت (دو مثال اول) – شبیه یا کپی کسی رفتار کردن

A lot of money has been channeled into research in that particular field.

پول بسیار زیادی برای تحقیق در آن زمینه به خصوص اختصاص داده شده است.

She's started channeling her anger towards me.

او شروع کرده است به اینکه خشم خود را به سمت من روانه کند.