برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی severe به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل severe
(صفت) خیلی بد، جدی یا ناخوشایند – خیلی تند، درشت (مثال سوم) – جانفرسا، نیازمند تلاش خیلی زیاد (مثال آخر)
a business with severe cash flow problems
یک تجارت با مشکلات نقدینگی خیلی زیاد
a severe chest infection/toothache
یک عفونت سینه/دندان درد شدید
a severe critic
یک منتقد خیلی تند
This will be a severe test of our strength.
این یک آزمون جانفرسایی برای قدرت ما خواهد بود.
(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) سختگیر و جدی – (در مورد استایل یا لباس یا دکوراسیون) خیلی ساده (مثال اول) – severely (قید) به شدت (مثال دوم) – severity (اسم) سخت گیری، شدت (مثال آخر)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره severe، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


