برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی rough به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل rough
(صفت) (در مورد یک سطح) ناهموار، سخت، زمخت، پر خط و خش – (در مورد صدا) گوشخراش – خشن (مثال آخر)
It was a rough road, full of potholes.
یک جاده ناهموار بود، پر از دست انداز. (pothole -- / ˈpɑːthoʊl/)
خنده او گوشخراش و بلند است.
a rough neighborhood
یک محله خشن (پر از خشونت)
(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) طوفانی – سخت یا ناخوشایند (مثال دوم) – غیر دقیق، حدودی (مثال آخر)
rough
قید
(قید) سخت گیرانه، با خشونت
playing rough
با خشونت بازی کردن
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره rough، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

