برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی rough به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل rough
(صفت) (در مورد یک سطح) ناهموار، سخت، زمخت، پر خط و خش – (در مورد صدا) گوشخراش – خشن (مثال آخر)
It was a rough road, full of potholes.
یک جاده ناهموار بود، پر از دست انداز. (pothole -- / ˈpɑːthoʊl/)
خنده او گوشخراش و بلند است.
a rough neighborhood
یک محله خشن (پر از خشونت)
(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) طوفانی – سخت یا ناخوشایند (مثال دوم) – غیر دقیق، حدودی (مثال آخر)
rough
قید
(قید) سخت گیرانه، با خشونت
playing rough
با خشونت بازی کردن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره rough، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


