برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی therapy به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل therapy
(اسم) درمان یک بیماری روحی یا جسمی – روان درمانی (روشی که که در آن بعد از جلسات زیاد مشکل روحی کسی را رفع می کنند تا در جهت رفع آن گام بر میدارند)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره therapy، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

