بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی breast به فارسی + مثال‌های واقعی و جمله کاربردی

ترجمه و تحلیل breast

breast

اسم

US تلفظ صوتی/ˈbrɛst/

breasts

(اسم) سینه زن – قسمت جلویی یک پرنده (سینه – مثال دوم و سوم) – قسمت سینه یک فرد (chest) – قسمت سینه یک لباس (مثال آخر) - breast feeding شیر دادن از طریق پستان

When a woman becomes pregnant her breasts tend to grow larger.

وقتی یک زن باردار می شود سینه هایش میل به بزرگ تر شدن دارند.

A robin is easy to identify because of its red breast.

یک پرنده سینه سرخ (فِنچ خانگی) به خاطر سینه سرخش به راحتی شناسایی می شود.

a red-breasted bird

یک پرنده سینه سرخ

the breast of a jacket

قسمت سینه یک ژاکت

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) make a clean breast of صادقانه یا آزادانه حرف زدن، اعتراف کردن

I had to make a clean breast of cheating in exam to my teacher.

من مجبور شدم نزد معلم خودم درباره تقلب در امتحان اعتراف کنم.

breast

فعل

breasts; breasted; breasting

(فعل) با سینه چیزی یا کسی را هول دادن یا جابجا کردن

افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره breast، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش تصویری برق ساختمان