برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی commit به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل commit
(فعل) قول دادن برای در اختیار گذاشتن وقت یا پول و غیره برای حمایت از چیزی، تعهد کردن – به خاطر سپردن اطلاعات یا نوشتن آن ها (مثال دوم) - commit (something) to memory به خاطر سپردن - commit (something) to paper/writing نوشتن چیزی
They wouldn't commit to giving enough time or money to the project.
آن ها متعهد نخواهند شد تا وقت یا پول کافی برای این پروژه اختصاص دهند.
These rules must be committed to memory.
این قوانین باید به حافظه سپرده شوند.
I wouldn't want to commit these comments to paper.
نمی خواهم این نظرات را روی کاغذ بنویسم.
(فعل – ادامه بررسی واژه) مرتکب یک جرم یا یک کار اشتباه شدن – سپردن یا فرستادن کسی به یک مرکز مراقبتی یا درمانی
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره commit، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

