koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی by به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

by

حرف اضافه

US /ˈbaɪ/

(حرف اضافه) توسط، با، به، به وسیله (چهار مثال اول) – طبق، بر اساس (دو مثال آخر)

I took her hat by mistake.

من کلاه او را اشتباها برداشتم.

She opened the door by force.

او به زور در را باز کرد.

to travel by boat

مسافرت کردن با قایق

She learned Spanish by listening to the radio.

او اسپانیایی را با گوش دادن به رادیو یاد گرفت.

The guests were listed by name.

مهمان ها بر اساس نام لیست بندی شده بودند.

By my watch, it’s 5 o’clock.

طبق ساعت من، ساعت 5 است.

(حرف اضافه – ادامه بررسی معنی واژه) تا، قبل از (مثال اول) – برای نشان دادن مقدار یا اندازه (مثال دوم و سوم) – در، در طول (مثال چهارم)

You should be here by tomorrow.

تو باید تا فردا اینجا باشی.

The bullet missed him by three inches.

گلوله با سه اینچ فاصله از و خطا رفت.

Jim’s first book was better by far.

اولین کتاب جیم خیلی بهتر بود.

to travel by day

در طول روز سفر کردن

(حرف اضافه – ادامه بررسی معنی واژه) by all means الف: برای اجازه گرفتن استفاده میشود ب: مطمئنا (مثال اول) - by the book دقیقا طبق قانون یا مقررات (مثال دوم) - by and large در کل - by hook or by crook به هر روشی، با هر روشی - by the same token اینکه بگویید که چیزی با همان منطقی که حرف قبلی شما دارد، درست است

Sara: Can you come to dinner tomorrow? Jim: By all means. I'd love to.

سارا: آیا می توانی فردا برای ناهار بیایی؟ جیم: حتما. خیلی دوست دارم.

My lawyer always goes by the book.

وکیل من همیشه طبق قانون عمل میکند.

by

قید

(قید) (از نظر زمان یا مکان) نزدیک، کنار یا گذشتن - by and by سرانجام، در پایان

Sara waved as she drove by.

سارا وقتی که میرفت دست تکان داد.

As time goes by, she'll become more attached to him.

با گذر زمان، او به آن مرد وابسته تر خواهد شد.

He lives close by.

او همین حوالی زندگی میکند.

Come by later.

بعد اینجا بیا.

to put some money by

کمی پول کنار گذاشتن