برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی approximate به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل approximate
(صفت) تقریبی، حدودی
approximate
فعل
approximates; approximated; approximating
(فعل) شبیه به چیزی بودن (مثال اول) – نزدیک به عددی بودن (مثال دوم)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره approximate، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

