برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی parody به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل parody
(اسم) تقلید، ادا – مثال بدی از چیزی
parody
فعل
parodies; parodied; parodying
(فعل) ادای کسی را درآوردن، از کسی تقلید کردن
She parodied her friend's voice.
او ادای صدای دوستش را درآورد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره parody، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


