koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی delight به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

delight

اسم

US /dɪˈlaɪt/

delights

(اسم) شادمانی، لذت، دلخوشی، شادکامی – مایه خوشی

She couldn't hide her delight at the news.

او نمی توانست شادمانی خودش را نسبت به اخبار مخفی کند.

His expression when he saw the baby was one of pure delight.

توصیف او وقتی که بچه را دید یک لذت خالص بود.

The trip was a delight.

آن مسافرت مایه دلخوشی بود.

delight

فعل

delights; delighted; delighting

(فعل) شادمان کردن

Peter’s success at college delighted his family.

موفقیت پیتر در دانشگاه خانواده اش را خوشحال کرد.