برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی screen به فارسی
معنی screen به عنوان اسم
(اسم) صفحه نمایش – پرده سینما یا صفحهای که فیلم روی آن نمایش داده میشود – سینما و صنعت فیلمسازی (مثال سوم)
مثال برای screen به عنوان اسم
a television screen
صفحه نمایش تلویزیون
I like to sit close to the screen.
من دوست دارم نزدیک پرده سینما بنشینم.
یک بازیگر سینما
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) توری برای پنجره یا در که هوا را عبور میدهد اما از ورود حشرات جلوگیری میکند – پرده، جداکننده یا مانعی برای پنهان کردن، محافظت کردن یا ایجاد حفاظ در برابر کسی یا چیزی
a window screen
توری ضدحشرات پنجره
The nurse put a screen around the bed.
پرستار پردهای دور تخت بیمار کشید.
A screen of bodyguards protected the President.
گروهی از محافظان بهعنوان یک حفاظ از رئیسجمهور محافظت میکردند.
His activities were just a screen for his real plans.
فعالیتهای او فقط پوششی برای برنامههای واقعیاش بود.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) در برخی کاربردها، پرده یا مانعی که جلوی دید یا دسترسی به چیزی را میگیرد
The trees formed a natural screen around the house.
درختان مانند یک پرده طبیعی دور خانه را پوشانده بودند.
عبارتها و ترکیبهای خاص با screen
(اسم – عبارتهای خاص) on screen روی صفحه نمایش یا در فیلم – big screen پرده سینما و بهطور کلی سینما
screen
فعل
screens; screened; screening
معنی screen به عنوان فعل
(فعل) آزمایش یا معاینه افراد، معمولاً بهصورت منظم و گسترده، برای تشخیص بیماری یا یک وضعیت پزشکی
مثال برای screen به عنوان فعل
All women over 60 will be regularly screened.
تمام زنان بالای ۶۰ سال بهطور منظم غربالگری خواهند شد.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) جلوی دید، نور یا چیزی را گرفتن یا آن را با قرار گرفتن در مقابلش پوشاندن
She raised her hand to screen her eyes from the sun.
او دستش را بالا آورد تا جلوی چشمهایش را بگیرد و نور آفتاب را مسدود کند.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) نمایش دادن یک فیلم، برنامه یا رویداد برای مخاطبان در سینما، تلویزیون یا رسانهای دیگر
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) بررسی و ارزیابی افراد یا اطلاعات درباره آنها برای مشخص کردن مناسب بودن، صلاحیت یا قابلاعتماد بودن آنها برای یک کار یا موقعیت – بررسی تماسهای تلفنی برای تصمیمگیری درباره پاسخ دادن یا ندادن به آنها
Government employees may be screened by the security services.
کارمندان دولت ممکن است توسط نیروهای امنیتی مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرند.
You can use an answerphone to screen your phone calls before you answer them.
میتوانید از دستگاه پیغامگیر تلفنی استفاده کنید تا قبل از پاسخ دادن، تماسها را غربال کنید و تصمیم بگیرید به کدامیک پاسخ دهید.
(فعل – عبارتهای خاص) screen out غربال و حذف کردن فرد یا چیزی نامناسب یا مضر – screen off جدا کردن بخشی از یک فضا با پرده، دیوار یا مانع
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره screen، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

