بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی organ به فارسی + مثال‌های واقعی و جمله کاربردی

ترجمه و تحلیل organ

organ

اسم

US تلفظ صوتی/ˈoɚgən/

organs

(اسم) بخشی از بدن که کارکرد خاصی دارد (ارگان، اندام) – آلت تناسلی مرد (برای مودبانه گفتن) – ساز ارگان یا ارگ در موسیقی

vital organs

ارگان های حیاتی

the internal organs

ارگان های داخلی بدن

the male organ

آلت تناسلی مرد

to play an organ

ارگ زدن

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) سازمانی که وظیفه خاصی دارد (ارگان) – روزنامه یا مجله و غیره که توسط یک گروه یا سازمان منتشر می شود تا اطلاعات یا اخبار آن ها را منتشر کند (بولتن داخلی، نشریه داخلی)

the decision-making organs

ارگان های تصمیم ساز

the official organ of the tobacco industry

نشریه رسمی صنعت تنباکو

افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره organ، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش نصب دوربین مداربسته