koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی fashion به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

fashion

اسم

US /ˈfæʃən/

fashions

(اسم) مد – سبک یا نوع رفتار و غیره که در یک زمان محبوب باشد

Long skirts are back in fashion this season.

دامن بلد در این فصل دوباره مد می شود.

the fashion industry

صنعت مد

Action movies are the fashion in Hollywood these days.

فیلم های اکشن سبک محبوب این روزهای هالیوود هستند.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) روشی خاص برای رفتار کردن یا انجام کاری (معمولا بعد از in) - after a fashion به نوعی، تا حدی

His friends noticed that he was behaving in a strange fashion.

دوستانش فهمیدند که او به طرز خاصی رفتار می کند.

fashion

فعل

fashions; fashioned; fashioning

(فعل) چیزی را به شکل چیز دیگری فرم دادن – ساختن چیزی از یک چیز دیگر

a chair fashioned out of an old table

یک صندلی که از یک میز قدیمی ساخته شده است