برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی و کاربرد impulsively در زبان انگلیسی
معنی مفهومی impulsively
impulsively
/ɪmˈpʌlsɪvli/
قید
(قید) از روی یک حس یا احساس لحظهای، بدون اینکه از قبل دربارهٔ آن فکر کرده باشیم؛ یعنی وقتی کسی تحت تأثیر یک انگیزهٔ ناگهانی، بیدرنگ حرفی میزند یا کاری انجام میدهد (مترادف پرکاربرد: rashly) (متضاد: deliberately)
مثالهای کاربردی با impulsively
"I do love you!" he said impulsively.
او بیدرنگ و بدون فکر گفت: «واقعاً دوستت دارم!»
She impulsively bought the red dress without thinking twice.
او بدون کمی فکر کردن، آن لباس قرمز را عجولانه خرید.
Don't act impulsively; take a moment to think it through.
عجولانه رفتار نکن؛ کمی وقت بگذار و خوب فکر کن.
He impulsively quit his job right after the argument.
او درست بعد از آن بحث، بیدرنگ و بدون فکر از کارش استعفا داد.
to act impulsively
عجولانه و بدون فکر عمل کردن (یک عبارت رایج برای توصیف رفتار ناگهانی)
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره impulsively، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام