برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی variety به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل variety
(اسم) تعدادی یا مجموعه از چیزها یا آدم های متفاوت، جور وا جور(دو مثال اول) – تنوع (مثال سوم و چهارم) – نوع خاصی از مردم یا چیز ها (مثال آخر)
People change their mind for a variety of reasons.
مردم به دلایل گوناگونی تفکر خود را تغییر می دهند.
variety shows
برنامه های ورایتی (برنامه هایی که در آن چندین اجرا شامل موسیقی یا نمایش یا خبر یا رقص و غیره اجرا می شود)
برنامه غذایی من تنوع ندارد.
We want more variety in our work.
ما تنوع بیشتری در کار خود می خواهیم.
different varieties of oranges
انواع مختلف پرتقال
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره variety، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


