برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی component به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل component
(اسم) یکی از اجزاء یک سیستم یا یک پروسه یا یک ماشین
the components of a machine
اجزاء یک ماشین
Trust is a vital component in any relationship.
اعتماد یک بخش اساسی در هر رابطه است.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


