برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی gang به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل gang
(اسم) باند خلافکار (مخصوصا باندهای متشکل از دختر و پسر های جوان که خلاف می کنند – دو مثال اول) – گروهی از دوستان که به صورت معمول با هم دیدار می کنند (بر و بچ)
gang
فعل
gangs; ganged; ganging
(فعل) gang up گروه تشکیل دادن برای حمله یا انتقاد و غیره
Sometimes friends gang up on you.
بعضی اوقات دوستان به تو حمله میکنند. (سرزنش میکنند)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره gang، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

