برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی grandparent به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل grandparent
(اسم) پدر بزرگ یا مادر بزرگ
The children are staying with their grandparents.
بچه ها با پدربزرگ ها و مادر بزرگ های خود می مانند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره grandparent، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

