برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی yard به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل yard
(اسم) حیاط یا فضای اطراف یک خانه یا ساختمان (دو مثال اول) – کارگاه، محل کار، تعمیرگاه محل فروش چیزی (محوطه ای که در آن فعالیت خاصی صورت می گیرد - دو مثال آخر)
My next-door neighbor was watering her yard.
همسایه بغلی داشت حیاطش را آب میداد.
the prison yard
حیاط زندان
a lumber yard
کارگاه تیر و تخته
a rail yard
تعمیرگاه خط آهن (برای محافظت و تعمیر واگن ها)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره yard، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


