برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی yard به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل yard
(اسم) حیاط یا فضای اطراف یک خانه یا ساختمان (دو مثال اول) – کارگاه، محل کار، تعمیرگاه محل فروش چیزی (محوطه ای که در آن فعالیت خاصی صورت می گیرد - دو مثال آخر)
My next-door neighbor was watering her yard.
همسایه بغلی داشت حیاطش را آب میداد.
the prison yard
حیاط زندان
a lumber yard
کارگاه تیر و تخته
a rail yard
تعمیرگاه خط آهن (برای محافظت و تعمیر واگن ها)
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره yard، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

