koobdar.ir

وبسایت آموزشی کوبدار

جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
معنی کوبدار چیست؟
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله آموزشی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و جمله با branch

branch

اسم

US /ˈbræntʃ/

branches

(اسم) شاخه (مثال اول) – شاخه یا بخشی از چیزی (مثال دوم) – شعبه یک شرکت (مثال سوم) - root and branch تمام (صفت)، به طور کامل (قید)

He climbed the tree and hid in the branches.

او از درخت بالا رفت و درون شاخه ها مخفی شد.

Emergency is a branch of medicine.

اورژانس یک شاخه در پزشکی است.

The store is opening more local branches.

این فروشگاه شعبه های محلی بیشتری باز می کند.

branch

فعل

branches; branched; branching

(فعل) شاخه شاخه کردن، بخش بخش کردن، جدا شدن - branch out کار متفاوتی انجام دادن (مثال دوم)

After two miles, a small road branches off to the left.

بعد از دو مایل، یک جاده باریک به سمت چپ میرفت. (تقاطع اصلی با فرعی را تصور کنید)

The company branched out into selling insurance.

شرکت به فروش بیمه تغییر کار داد.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها