koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی period به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

period

اسم

US /ˈpirijəd/

periods

(اسم) یک دوره زمانی، مدت، دوره (مثال اول) – دوره زمانی که برای یک ملت یا کشور و یا یک فرد و غیره خیلی مهم است (عصر، دوره) – زنگ درس، ساعت درس (مثال آخر)

an extended period

یک مدت طولانی

the Jurassic period

عصر (دوره) ژوراسیک

Van Gogh’s early period

دوره ابتدایی ونگوک (یا دوره ابتدایی زندگی یا دوره ابتدایی فعالیت – بستگی به موقعیت دارد)

What class do you have first period?

زنگ اول چه درسی دارید؟

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) (در مورد لباس و به صورت ترکیب هایی مثل Period costume/dress/furniture) مربوط به دوره خاصی، قدیمی (مثال اول) – علامت نقطه در پایان جمله یا در هنگام نوشتن مخفف (مثل a.m) – برای تاکید کردن در آخر یک حرف (همین، همین و بس) (مثال آخر)

They performed "Julius Caesar" in period dress.

او نقش ژولیو سزار را در یک لباس مربوط به همان عصر بازی کرد.

I don't want to talk to her again, period.

من دوباره نمی خواهم با او حرف بزنم، همین.