برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی barrier به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل barrier
(اسم) حصار، مانع (دو مثال اول) – گیت ارائه بلیط و سوار شدن در ایستگاه قطار (در بریتیش) – سطح یا مقداری که بیشتر شدن از آن یا عبور از آن دشوار است، حد نصاب (مثال سوم) - the sound barrier حد نصاب سرعت صوت
Concrete barriers were erected around the site.
حصار های بتنی اطراف آن مکان ساخته شده است.
The old laws created barriers to free trade.
آن قوانین قدیمی موانعی را برای تجارت آزاد ایجاد کرد.
The average wage in Britain has broken the £20,000 barrier.
میانگین حقوق در انگلیس حد نصاب 20 هزار دلار را شکست.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره barrier، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


